صفحه نخست
آرشیو من
تماس با من
نویسنده سلیم رستمی
آرشیو وبلاگ
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
لینک ها
اولین سایت تخصصی مهندسی صنایع ایران
انجمن مهندسی صنايع دانشگاه فردوسی
پايگاه جامع مهندسی صنايع ايران
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ هاي فارسي
اخبار ICT
تالارهاي گفتگو
آمار وبلاگ 
خروجی وبلاگ
کتابخانه ebook
قرآن مجيد
قيام و انقلاب مهدي-استاد مرتضی مطهری
داستان راستان-استاد شهید مرتضی مطهری
انسان کامل-استاد شهید مرتضی مطهری
جزء ۳۰ قرآن+صوت استاد عبدالباسط
ضرب المثل هاي ايران قديم- غلام رضا آذرلي
هري پاتر وسنگ كيميا- جي كي رولينگ
هري پاتر و زنداني آزکابان-جي كي رولينگ
هري پاتر و پرنس نيمهاصيل-جي كي رولينگ
هری پاتر و محفل ققنوس-جی کی رولینگ
هري پاتر و مقدسات مرگ-جی کی رولینگ
شاهنامه فردوسي-حکیم ابولقاسم فردوسی
ديوان حافظ-خواجه شیراز
يازده دقيقه-پائولو کوئلو
ترانه های خیام-صادق هدایت
حلزون شکن عدن-شهریار مدنی پور
مثنوی معنوی-مولانا
ديوان پروين-بانو پروین اعتصامی
كليات سعدی-سعدی شیرازی
الهي نامه عطار-شیخ عطار
پنج گنج -نظامی گنجوی
استادان زندگي-ماكسيم گوركي
جن نامه-هوشنگ گلشيري
موشها وآدمها-جان اشتاين بک
جواهر سازی در شهر سوخته
تهوع - ژان پل سارتر
بیگانه - آلبرکامو /ترجمه: جلال آل احمد
از عشق و شیاطین دیگر - گابریل گارسیا مارکز
کوری - ژوزه ساراماگو
راز داوینچی-دن براون
شرلوک هلمز (عینک طلایی)-آرتور کانن دویل
آخرین وسوسه مسیح - نیکوس کازانتاکیس
بینوایان - ویکتور هوگو
هفتاد حکایت -گلستان سعدی
ده داستان کوتاه - کافکا
باغ آلبالو - آنتون چخوف
صحرای سرخ - مایکل آنجلو آنتونیونی
سقراط مجروح - برتولت برشت
نون والقلم - جلال آل احمد
مدیر مدرسه - جلال آل احمد
شرلوک هلمز- تاج الماس-دویل
شهر شیطان زرد - ماکسیم گورکی
طعمه - مایکل کرایتون
پاهاي كثيف- شل سيلور استاين
اشعار و دلگويه ها-شل سيلور استاين
داستانهاي کوتاه درباره خدا-سيلور استاين
روياهايم را ميفروشم- گابريل گارسيا مارکز
اهستگي-ميلان كوندرا
آخرين لبخند-صادق هدايت
توپ مرواري-صادق هدایت
سه قطره خون-صادق هدايت
سگ ولگرد-صادق هدايت
عروسك پشت پرده-صادق هدايت
داش آکل-صادق هدايت
بوف کور-صادق هدایت
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد...-فروغ فرخ زاد
دو قرن سکوت - دکتر عبدالحسین زرین کوب
صدای پای آب - سهراب سپهری
شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپری
امیر ارسلان نامدار
خواستگاری- م. مودب پور
گلستان -سعدی شیرازی
تولدی ديگر-فروغ فرخ زاد
مناجات نامه-خواجه عبد الله انصاری
بودن و سرودن-محمد رضا شفیعی کدکنی
از زبان برگ-محمد رضا شفیعی کدکنی
چکمه های گزیده-نیما یوشیج
دیوان رباعیات-ابو سعید ابو الخیر
پاهاي كثيف- شل سيلور استاين
داستانهاي کوتاه درباره خدا-سيلور استاين
در ولایت هوا-هوشنگ گلشیری
لیلی و مجنون- نظامی
روسپيان سودازده من-گابريل گارسيا مارکز
آخرين ايستگاه-اريش ماريا ريمارك
سنگي بر گوري-جلال آل احمد
برفهای کلیمانجارو-ارنست همینگوی
شبهاي سپيد - فئودور داستایوفسکی
دیوان شمس- مولانا
دیوان اشعار-امام خمینی
مرغان آواره-رابيندرانات تاگور
جاودانه ها- جبران خليل جبران
موش وگربه- عبيد زاكاني
ده داستان کوتاه -کافکاه-
موش وگربه- عبيد زاكاني
بینوایان-ویکتور هوگو
جاسوس جنگ سرد - لوکارو
مائده های زمینی - آندره ژید
هزار و یک شب- سی داستان
بوستان-سعدی
صدای پای آب - سهراب سپهری
اسیر - فروغ فرخ زاد
آدم آدم است - برتولت برشت
دوشیزه جولیا - یوهان آگوست استریند برگ
دشمنان - آنتون چخوف
سقوط ۷۹ - پل اردمن
لوگو دونی
باز هم با سلام!حال شما!نامه ي من دوباره طولانيست
مينويسم اگرچه ميدانم خط به خط نامه ام پريشانيست
روزهاي قشنگ و خوبي را آرزو ميکنم براي شما
گر چه من حدس مي زنم آنجا کوچه هاي شما چراغانيست
گر چه من حدس ميزنم آنجا خانه هاي قشنگ و خوب شما
بر خلاف سکوت خانه ي ما غرق در شور و شوق مهمانيست
تا ز يادم نرفته بنويسم دير گاهيست از تطاول باد
خانه ي خاطرات کودکي ام مثل يک برج رو به ويرانيست
چند وقت است مثل آن ايام ديگر از حال من نمي پرسيد
آه از ياد برده ايد انگار يک پرنده هنوز زندانيست
بيش از اين وقتتان نمي گيرم حال و روز مرا که مي دانيد
دستهايم شکسته و بسته چشمهايم پر از پشيمانيست
خسته ام از نوشتن و گفتن خسته ام از هنوز از هر روز
نامه را پاره مي کنم اما آه! امشب چقدر طولانيست.
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱۱/۱٦ - سلیم رستمی |لینک به نوشته

مثل زمين كه وقتي آنرا مي كاوي به آب مير سي در اعماق قلبت به
سكوت خواهي رسيد..براي رسيدن به آب زلال ناچاري آشغالها وقلوه
سنگها را كنار بزني و براي آنكه به سكوت برسي بايد همهمه ذهن را كنار
بگذاري .تو وقتي خدا را ملاقات خواهي كرد كه به ژرفاي سكوت برسي
یا حق . . .
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱۱/۱٦ - سلیم رستمی |لینک به نوشته

ببين روي زخمم نمک ميزنند
ببين روي زخمم نمک ميزنند
کساني که حرف از کمک ميزنند
من از بي کسي ناله سر ميدهم
برايم فقط ني لبک ميزنند
و چون همصدا با سکوتم چرا
به تنهايي ام ناخنک ميزنند
و با يک تلنگر به آيينه ها
بهاي صداقت محک ميزنند
فقط يک غزل حاصل شعر من
همين کودکم را کتک ميزنند
و يا در کلاس الفباي دل
غرورم به چوب فلک ميزنند
ببين عاقبت سهم من يک شکست
هميشه درآخر کلک ميزنند
تلمبار فرياد در گلو
دريغا که آخر کپک ميزنند
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱۱/۱٦ - سلیم رستمی |لینک به نوشته

گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم
گفتی: ... فَإِنِّي قَرِيبٌ...
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش میشد بهت نزدیك شم
گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ...
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ...
.:: پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار میتونم بكنم؟
گفتی: أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ ...
.:: مگه نمیدونید خداست كه توبه رو از بندههاش قبول میكنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: ... اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ ...
.:: (ولی) خدا عزیزِ و داناست، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/۲-۳) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟
گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا…
.:: خدا همهی گناهها رو میبخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفتی: وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ...
.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛ عاشق میشم! ... توبه میكنم
گفتی: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ...
.:: خدا هم توبهكنندهها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك
گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ...
.:: خدا برای بندهاش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟
گفتی:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشتههاش بر شما درود و رحمت میفرستن تا شما رو از تاریكیها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.
با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشتههاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... ...
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱۱/۸ - سلیم رستمی |لینک به نوشته

امشب به یاد تک تک ِ شب ها دلم گرفت
در اضطراب کهنه ی غم ها ، دلم گرفت
انگار بغض تازه ای از نو شکسته شد
در التهاب ِ خیس ِ ورق ها ، دلم گرفت !
از خواندن تمام خبر ها تنم بسوخت ...
از گفتن تمام غزل ها دلم گرفت ...
در انتظار تا که بگیرم خبر ز تو ...
در آتش ِ گرفته سراپا... دلم گرفت !
متروکه نیست خلوتِ سرد دلم ولی
از ارتباطِ مردم ِدنیا دلم گرفت !!
یک رد ِ پا که سهم ِ من از بی نشانی است!
از رد ِ خون که مانده به هر جا ، دلم گرفت
اینجا منم و خاطره هایی تمام تلخ
اقرار میکنم درآمدم از پا ... دلم گرفت ...
نه اینکه فکر کنی دل ، از تو کنده ام !
یا اینکه از محال ِ تمنا دلم گرفت !
از لحظه ای که هر دو نگاهم اسیر شد
در امتداد هیچ ِ قدم ها دلم گرفت
از لحظه ای که خیس شدم در خیال تو
آن دم که تنگ شدند نفس ها دلم گرفت
ازین که باز تو نیستی کنار من
ازین که باز خسته و تنها ... دلم گرفت
تکرار می کنم این سطرهای کهنه را ...
تکرار می کنم که خدایا !! دلم گرفت !!
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱۱/۸ - سلیم رستمی |لینک به نوشته

| |
بي تو، مهتابشبي، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم، شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق ديوانه كه بودم. در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد باغ صد خاطره خنديد، عطر صد خاطره پيچيد: يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ساعتي بر لب آن جوي نشستيم. تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت. من همه، محو تماشاي نگاهت. آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشة ماه فروريخته در آب شاخهها دست برآورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ يادم آيد، تو به من گفتي: - ” از اين عشق حذر كن! لحظهاي چند بر اين آب نظر كن، آب، آيينة عشق گذران است، تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است، باش فردا، كه دلت با دگران است! تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن! با تو گفتم:” حذر از عشق!؟ - ندانم سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم، نتوانم! روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد، چون كبوتر، لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...“ باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم، نتوانم! “ اشكي از شاخه فرو ريخت مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت ... اشك در چشم تو لرزيد، ماه بر عشق تو خنديد! يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم پاي در دامن اندوه كشيدم. نگسستم، نرميدم. رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهاي دگر هم، نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم، نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ... بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم! |
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱۱/٤ - سلیم رستمی |لینک به نوشته

عزيزان چه بگويم گله اي نيست گر هم گله اي هست دگر حوصله اي نيست
.... تا روزي ديگر ....
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱٠/۱٢ - سلیم رستمی |لینک به نوشته

وقتي مردم...
مرا در تابوت سيا هي بگذاريد تا
همگان بدانند كه هر چه سياهي در دنيا هست من كشيد ه ام.
و دستانم را از تابوت بيرون بگذاريد
تا همه ببينند كه با خود چيزي نبرده ام.
چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند كه چشم انتظار بي وفائي بوده ام... .
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱٠/۱٢ - سلیم رستمی |لینک به نوشته

نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟
نمي خواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت؟
ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد
گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش
واو يك ريز وپي در پي دم گرم گلويش را در گلويم سخت بفشارد وخواب خفتگان خفته را آشفته
و آشفته ترسازد
بدين سان بشكند دائم سكوت مرگبارم را.
دكتر علي شريعتي
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱٠/۱٢ - سلیم رستمی |لینک به نوشته

غم آمده ، غم آمده ، انگشت بر در می زند
هر ضربه انگشت او بر سينه خنجر می زند
از غم نياموزی چرا ای دلربا رسم وفا ؟
غم با همه بيگانگی ، هر شب به ما سر می زند
غم با همه بيگانگی ، هر شب به ما سر می زند ...
پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٦/۱٠/۱٢ - سلیم رستمی |لینک به نوشته

